مرتبه
تاریخ : چهارشنبه 22 شهریور 1391

با سلام خدمت تمامی دوستان گلم

خیلی‌ها میان اینجا و منو با نظرات خودشون شرمنده می‌كنند و جوابی جز معذرت خواهی و شرمندگی ندارم

ی مدت واقعاً سرم شلوغ بود و با شروع شدن درسام كه بیشتر سرم شلوغ می‌شه اما امیدوارم كه بتونم از خجالتشون در بیام

راستش خواستم از بعضی از دوستام معذرت بخوام چون حرفهائی بینمون رد و بدل شد كه همش مقصر من بودم و باعث ناراحتی‌هائی بین ما شد

كه من عذرخواهی می‌كنم

من از كسی چیزی به دل ندارم و همیشه هم دعاگوی دوستان هستم

بعضی از دوستام ازم خیلی خیلی دلخور شدن كه چرا من اینطوری شده بودم چند روز كه واقعاً معذرت می خوام

شاید برای كسائی پیش اومده باشه كه گاهی حالشون خوب نباشه و چند روزی در حالت غیر عادی باشند و برای منم این حالت پیش اومده بود كه از همه شماها معذرت می‌خوام

بنظرم تمام اشخاصی كه با من دوست هستند بهترین هستند خصوصاً شما

باتشكر از همه شما

مهدی



مرتبه
تاریخ : پنجشنبه 16 شهریور 1391
می شود من یک جایی بین زندگی‌ات باشم...

قول می دهم بی صدا فقط نگاهت کنم!


 


مرتبه
تاریخ : سه شنبه 14 شهریور 1391


که از همه گلهای رُز

تنها بخاطر اینکه

خار یکی از آنها در دستمان فرو رفته است
 
متنفر باشیم


http://persian-star.org/1388/11/18/bestpics/01.jpg



مرتبه
تاریخ : سه شنبه 14 شهریور 1391

به همان اندازه که

حرف‌هایتان برای دیگران

عجیب و غیرقابل ِ درک است،


تنهایید...

 


مرتبه
تاریخ : سه شنبه 14 شهریور 1391

روح تضاد در من قوی بود....

بین مرگ و زندگی ،

زندگی را انتخاب کردم...



مرتبه
تاریخ : سه شنبه 14 شهریور 1391

من اینجا بس دلم تنگ است

و  هر سازی که میبینم بد آهنگ است

بیا ره توشه برداریم

قدم در راه بی برگشت

 بگذاریم ببینیم آسمان هر کجا آیا همین رنگ است ؟



مرتبه
تاریخ : یکشنبه 12 شهریور 1391
گاهــــی اوقات.......

آدم  هایی که همدیگــــر رو خیلی دوست دارن ؛

استعدادِ عجــیبی .....در بدبخــت کــــردنِ هم دارن ...!!!!!

 


مرتبه
تاریخ : یکشنبه 12 شهریور 1391
هیچگاه آرزو مکن که ای کاش زندگی آسانتر می بود،

آرزو کن که ای کاش خودت بهتر بودی !





مرتبه
تاریخ : یکشنبه 12 شهریور 1391

سلام بازم شبا به یاد تو.

توی که نمیشناسمت اما احساست میکنم.

توی که شاهد رنجهای من هستی

اماباز هم میخواهی با بازی زمانه من را بچرخانی

نمیدانم چرا قابل تصور نیستی!

چرا نمیتوانم تصورت کنم؟

توکیستی که تصور شدنی نیستی؟

تو کیستی که هروقت دلتنگ میشوم درخاطرم جان میگیری؟!

ای کاش انقدر قدرت داشتم

تا دلتنگی های درون قلبم را بیرون بریزم

تا شاید قلبم ارام گیرد!

قلبی که نمیدانم برای چه کسی میتپد.

قلبی که مملو از غمی ناشناخته شده!

غمی بزرگ" که شاید توهم نمیتوانی انرا تصور کنی.

چه بگویم از قلبی که هرگز علاقه ای به تپیدن ندارد

چه بگویم از غم ناشناخته ای که قلبم را به اتش میکشد

قلبی که به غیر از غصه چیزی نسیبش نشده است .
وای بر من!

وای بر قلب من خسته و درمانده!

میان اسمان و زمین معلق



(تعداد کل صفحات:2)      [1]   [2]  

آرشیو مطالب
صفحات جانبی
دوستان
پیوند های روزانه
نوای وب
طراح قالب
پایگاه اینترنتی مقتدر مظلوم

مقتدر مظلوم

نوای آنلاین

ساخت وبلاگ در میهن بلاگ

شبکه اجتماعی فارسی کلوب | اخبار کامپیوتر، فناوری اطلاعات و سلامتی مجله علم و فن | ساخت وبلاگ صوتی صدالاگ | سوال و جواب و پاسخ | رسانه فروردین، تبلیغات اینترنتی، رپرتاژ، بنر، سئو