مرتبه
تاریخ : جمعه 31 خرداد 1392
سوار تاکسی بین شهری شدم، مسیرم تهران و ... بود.
اصلا با راننده درباره مقدار کرایه صحبتی نکردم از بابت پول هم نگران نبودم
اما وسط های راه که بیابان بود، دست کردم تو جیب راست شلوارم که کرایه راننده رو بدم ولی نبود...!
جیب چپ نبود... جیب پیرهنم!
نبود که نبود ... گفتم حتما تو کیفمه!
اما خبری از پول نبود...

به راننده گفتم: اگر کسی را سوار کردی و بعد از طی یک مسیری به شما گفت که پول همراهم نیست، چیکار میکردی ؟!!
گفت: به قیافه اش نگاه می کنم!
گفتم: الان فرض کن من همان کسی باشم که این اتفاق برایش افتاده...!!!
یکدفعه کمی از سرعتش کم کرد و نگاهی از آینه به من انداخت
و گفت: به قیافه ات نمیاد که آدم بدی باشی می رسونمت ....
خداجونم!
من مسیر زندگی ام را با تو طی کردم به خیال اینکه توشه ای دارم
اما الان هرچه دست کردم و نگاه کردم به جیب هایم دیدم هیچی ندارم، خالیه خالی ...
فقط یک آه و افسوس که مفت مفت عمرم از دستم رفت ...
ما رو می رسونی؟؟؟
یا همین جا وسط این بیابان سردرگمی پیاده مان میکنی؟؟؟!.
سخن روز: آموخته‌ام که هیچ‌گاه نجابت و تواضع دیگران را به حساب حماقت‌شان نگذارم ....


مرتبه
تاریخ : پنجشنبه 30 خرداد 1392

خـــــــدایا مـــرا ببخـــــش برای گنــــــــــــــاهی که؛

لـذتـــــش رفته اما مسئـــــــولیتــــــــش باقـــــــــیست . . .





مرتبه
تاریخ : پنجشنبه 30 خرداد 1392
ای کاش من هم شیمیایی بودم



دلم تنفس می خواهد



هوای تازه


مرتبه
تاریخ : پنجشنبه 30 خرداد 1392
قرآن! من شرمنده توام 
اگر از تو آواز مرگی ساخته ام که هر وقت در کوچه مان
آوازت بلند می شود همه از هم می پرسند
(چه کسی مرده است؟)
چه غفلت بزرگی
  که می پنداریم خدا ترا برای مردگان ما نازل کرده است. 

قرآن! من شرمنده توام  
اگر ترا از یک نسخه عملی به یک افسانه موزه نشین مبدل کرده ام.
یکی ذوق می کند که ترا بر روی برنج نوشته،‌
یکی ذوق میکند که ترا فرش کرده ،‌
یکی ذوق می کند که ترا با طلا نوشته ،
‌یکی به خود می بالد
 که ترا در کوچک ترین قطع ممکن منتشر کرده و…
  آیا واقعا خدا ترا فرستاده تا موزه سازی کنیم؟

قرآن! من شرمنده توام
اگر به یک فستیوال مبدل شده ای
حفظ کردن تو با شماره صفحه، خواندن تو آز آخر به اول،
‌یک معرفت است یا یک رکورد گیری؟
ای کاش آنان که ترا حفظ کرده اند،
‌حفظ کنی ، تا این چنین ترا اسباب مسابقات هوش نکنند .
خوشا به حال هر کسی که دلش رحلی است برای تو .
آنان که وقتی ترا می خوانند چنان حظ می کنند،‌
گویی که قرآن همین الان به ایشان نازل شده است.
آنچه ما با قرآن کرده ایم تنها بخشی از اسلام است
 که به صلیب جهالت کشیدیم.




مرتبه
تاریخ : پنجشنبه 30 خرداد 1392
بی تو چگونه میشود از آسمان نوشت؟
.

از انعکاس ساده رنگین کمان نوشت؟
.

این یک حقیقت است که بی تو بهار من
.

باید چهار فصل زمان را خزان نوشت
..

"اللهم عجل لولیک الفرج"




مرتبه
تاریخ : شنبه 25 خرداد 1392
 
اگر هیچ وقت بعد از هر لبخندی خدا را شکر نمی کنید


حقی نخواهید داشت بعد از هر اشکی از او گله مند باشید...
 


مرتبه
تاریخ : شنبه 25 خرداد 1392

خداوندا!

به عنوان بنده حاجاتم را میخواهم

امیدوارم، اگر قرار به برآورده نشدنشان هست

از حکمت تو باشد، نه بی لیاقتی من ...

 



مرتبه
تاریخ : پنجشنبه 23 خرداد 1392
ماهی گفت:
من نمیتوانم اشکهایم را ببینم چون در اب هستم
اب گفت:
من میتوانم اشکهایت را حس کنم چون تو در قلب من هستی
 نتیجه: ما میتوانیم دردها و رنجهایمان را مخفی کنیم اما هرگز قادر نیستیم به کسانی که برایمان بیشترین اهمیت را دارند دروغ بگوییم انها برای خبر دار شدن از احوال ما نیازی به کلمات ندارند.


مرتبه
تاریخ : یکشنبه 19 خرداد 1392

از حضرت علی (علیه السلام) پرسیدند:
واجب چیست و واجب تر چیست؟
نزدیک چیست و نزدیکتر چیست؟
شگفت چیست و شگفت ترچیست؟
مشکل چیست و مشکلتر چیست؟
حضرت جواب دادند: واجب اطاعت از خداست و واجب تر ترک گناه است!
نزدیک قیامت است و نزدیکتر مرگ!
شگفت دنیاست و شگفت تر علاقه ی به دنیا!
مشکل قبر است و مشکل تر بی توشه رفتن!


(تعداد کل صفحات:3)      [1]   [2]   [3]  

آرشیو مطالب
صفحات جانبی
دوستان
پیوند های روزانه
نوای وب
طراح قالب
پایگاه اینترنتی مقتدر مظلوم

مقتدر مظلوم

نوای آنلاین

شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Website Traffic | Buy Targeted Website Traffic